اسكندر بيگ تركمان

414

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

اختفاء بودند يك يك و دو دو جمع شده به قدر جمعيتى روى داده با وجود غارت زدگى مال امانى حواله ميشد و هر كس قدرت بر اداى آن نداشت اطفال و كودكان را در عوض مىگرفتند بسيارى از نساء و صبيان را كه اسير شده بودند بماوراء النهر برده بذل رقيت گرفتار كردند عبدالمؤمن خان حاكم در مشهد تعيين نموده در وقت رفتن ميل طلاى بالاى گنبد مبارك را كه شاه جنت مكان ترتيب داده بودند تصرف نمود و بعد از تسخير مشهد مقدس روى توجه بجانب سرخس آورده شهر و قلعه را در ميان گرفته اوزبكيه بمحاصره و محاربه پرداختند مير ابن حسينخان حاكم سرخس با طايفهء جغتاى كه ملازمان قديم او بودند در مراسم قلعه دارى كوشيده همه روزه بين الجانبين محاربه و مصادمه وقوع يافته چند مرتبه يورش و هجوم آورده كارى نساختند و درين محاربات فوجى كثير از جنود اوزبكيه و بهادران معتبر مقتول و گرفتار گشته از اهل قلعه جلادت و مردانگى بظهور رسيد آخر الامر عبدالمؤمن خان از تسخير سرخس مأيوس گشته مهم آن ولايت بسال ديگر انداخته از پاى قلعه كوچ كرده راه بلخ پيش گرفت و ابن حسينخان در آن سال در جا و مقام خود اقامت داشت اما اكثر محال خراسان خصوصا جام و خواف و با خزر و كوسويه و غوريان و فوشنچ از قزلباش خالى شده به تصرف اوزبكيه قرار گرفت محمود خان نيز بسعى ملازمانش كه خانه كوچ در نيشابور داشتند شهر را خالى كرده ببسطام آمد آن ولايت نيز به آسانى بدست اوزبكيه درآمد گنجعلى خان چند گاه در خواف قلعه سلامه را نگاه داشته مردانگيها نمود اما بالاخره چون از كومك مأيوس شد از بيم آوازه مخالف آهنگ عراق ساز كرد بالجمله در بلدهء طهران كه فى الجمله عارضه نواب كامياب اعلى شاهى ظل اللهى روى بانحطاط آورده هنوز صحت كامل نيافته بود خبر ملالت اثر واقعهء هايلهء مشهد مقدس معلى باردو رسيده موجب پريشانى ضمير انور حضرت شاه جمجاه و افسردگى عموم سپاه گرديد چون قضاياى آسمانى را جز صبر چاره نيست دست بعروة الوثقى صبورى زده كافه خلايق بشكر سلامتى ذات شريف اشرف قيام نمودند و مكافات اين اعمال و بىادبيها كه در آن آستان متبرك از عبدالمؤمن خان و اوزبكيه صدور يافت عنقريب بروزگار او و آن طايفه لاحق گرديد . بالجمله چون ضعف و نقاهت عنصر مقدس كمتر شد از طهران تا قصبهء شريفه طيبهء عبدالعظيم تشريف آورده چند روز در آن آستانه مقدسه بدعا و زيارت مشغولى مينمودند چون خبر مراجعت عبدالمؤمن خان بتحقيق پيوست رايات نصرت نشان بصوب مقر سلطنت در حركت آمده به صحت و سلامت بدار السلطنهء قزوين رسيدند . ذكر محاربه بوداق خان و امراء با نور محمد خان و جنود اوزبك ناايمان و شكست يافتن بتقدير كردگار جهان كلك سخن پرداز كه معركه آراى مضمار نكته سرائى است اشهب سبك سير سخن را بجانب احوال خراسان انعطاف داده رقم پرداز صحيفه ظهور شده بود كه بوداق خان چكنى با ابومسلم خان چاوشلو و امام قليخان قاجار و محمود خان صوفى اغلى استاجلو و غير ذلك كه با او متفق بودند شهزادهء سلطان حسن را دست آويز كرده جمعيت نموده اراده داشتند كه بمشهد مقدس معلى رفته امت خانرا از مشهد مقدس بيرون كرده بوداق خان لله و امير الامراء بوده بضبط ولايت